پارت شصت و هفتم :

بلند شد و مچ دستش را چرخاند. میز و صندلی‌ها ناپدید شدند و بچه‌ها روی زمین افتاد و شینا با قهقهه‌ای بلند به شکل گلوله‌ای از آتش درهم گوریده و از دیدشان ناپدید شد. ارکیده به اطراف چرخید و گفت: آشغال عوضی کجا رفت؟
آتشی از جایی وسطشان کوبیده شد. جیغ کشیدند و همه از هم جدا شدند. علیرام فریاد زد: پناه بگیرین وگرنه می‌سوزوندتون.
هرکسی گوشه‌ای شیرجه زد و قایم شد. علیرام و رامونا هم پشت سن

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۱۳ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۴ روز پیش تقدیم شما شده است.
نظر خود را ارسال کنید
برای اینکه بتوانید نظر خود را ارسال کنید، لازم است ابتدا وارد حساب کاربری خود در سایت شوید. همچنین می‌توانید اپلیکیشن «دنیای رمان» را روی گوشی خود نصب کنید و از داخل اپلیکیشن، نظر خود را ثبت کنید.
آخرین نظرات ارسال شده
  • الناز 🌼

    1

    من جای علی بودم میگفتم خبر عروسی ننته کثافت🔥🔥🔪🔪😒😒

    ۳ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    🤣🤣🤣🤣🤣

    ۲ روز پیش
  • دختر صحرا

    2

    قربونت با همون کلنگ علیرام یه دونه ام تو سر این بزن..مرتیکه ی بخیه زن

    ۴ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    ایشالا به زودی🤣

    ۴ روز پیش
  • اکرم بانو

    2

    شینای لعنتی،چقد بچه هارو اذیت کرد🥺🥺

    ۴ روز پیش
  • نیلوفر آبی

    1

    😪😪بیچاره ساسان ای فروزنده لعنتی اخه چرا زود قلم بر نداشت ممنون خسته نباشید

    ۴ روز پیش
  • شادی

    1

    وای یعنی قراره چی بشه ؟ ساسان نباید بمیره

    ۴ روز پیش
  • اژدهای سرخ

    1

    دل می رود ز دستم، صاحبدلان خدا را 💖 دردا که راز پنهان، خواهد شد آشکارا 💖 می دونین چقدر سخته که عاشق جلوی معشوقش ببازه؟ این یعنی غرور عاشق جلوی معشوق شکسته! ممنون آرزو جانم ❤️ 🩹

    ۴ روز پیش
  • طوفان

    3

    ارزو همیشه باید مارو تو خماری بزاره بخدا از دستت بیماری اعتیاد گرفتم حالا دوروز صبر کن برا پارت بعد 😕😕

    ۴ روز پیش
  • آرزو مهاجر | نویسنده رمان

    اعتیاد به کتاب ثواب داره😁

    ۴ روز پیش
  • بهار

    1

    نظریه اخرت منو کشت قاتل فروزنده وشیک 🤣🤣

    ۴ روز پیش
  • طوفان

    2

    از الان هزارتا تئوری تو سرم ساختم مثلا این فروزنده چلاغ بیاد حمله کنه بعد ارکیده فدا شه یا سپیده با اون همه مهربونی بیاد بزنه ناکار کنه همه رو یا مثلاً اغای شغال فراخان به عروسک هاش بده بعد عیلرام تو زرد دربیاد و کمک فروزنده کنه بعدشم فروزنده از خوشحالی اون بالا شیک بندری بزنه سپیده هم قر ترکی بده

    ۴ روز پیش
  • طوفان

    1

    بعدش هم ساسان و ترانه مثل میتی کمان وارد صحنه شن یه سری از داف مافا های فرشته رو هم بیارن چه جنگی شود 😂😂🤪🙅💃💃🧚🧚💃🧚💃🧚💃🧚💃💃

    ۴ روز پیش
  • طوفان

    5

    میشه الان یه پارت هدیه بدی عشقم تو که مهربونی تو که خوشگلی یه پارت هدیه به ما تشنه لبان بی پناه غم زده نمیدی دختر جوان 😭🥀😭🥀😭🥀😭🥀😭🥀✨❤️

    ۴ روز پیش
  • طوفان

    3

    اغا من میگم قاتل همون فروزنده کثافت هست عروسک مرده هم سپیده چون همه جاش از این و اونه مثل عروسکی که خراب شده ولی به خاطر درست شدنش از بدن عروسکهای دیگه استفاده کنی و اون عروسک خونیه جاسوس فروزنده چلاغ شغاله 🤬 🗿🗿🔪🔪🤬

    ۴ روز پیش
  • میم

    1

    طفلک ساسان،این فروزنده لعنتیم که اومد،پس قلمو چرا نگرفتن هنوز که خاطرش یاد رامونا بیاد 😭🙏🏻

    ۴ روز پیش
  • طوفان

    3

    نههنهنهنههنهنن اخه چراا ساسان هم رفت نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه چرا اینجوری شد وایی بیچاره علیرام چه فداکاری شد برای این قلم طلا نهه ای فروزنده شغال بمیری بری زیر تریلی اسکانیا بحق پنج تن اخه چراا🔪🗿🗿🔪🗿🔪🗿🔪🗿🔪🗿🔪🗿🔪🗿🔪🗿🔪🤬🔪🤬🔪🤬🔪🤬🔪🤬🔪🤬🔪🗿🤬🔪🗿🔪🤬🔪🗿🔪🤬

    ۴ روز پیش
  • Mehila

    3

    بنظرم همه شون میمیرن بجز رامونا و علیرام 💔

    ۴ روز پیش
  • بهار

    4

    اینا همه زنده برمیگردن دنیا ،خدا بهشون فرصت دوباره میده مطمعا هستم،مگه نه نویسنده جان؟😉

    ۴ روز پیش
کپی شد!